تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات


رفتی...

    غنچه ها را همه پژمرده که دیدی رفتی
    گِرد مفهوم خودت پیله تنیدی رفتی


    قلم و کاغذ تقدیر به دستت دادند
    به تهِ خطّ خودت هم نرسیدی رفتی


    همگان را که سپردی به خدا، یادت هست؟
    با هزاران نگرانی به امیدی رفتی


    بقچه ی آن همه تنهایی خود را بستی
    «نرو آقای» دلم را نشنیدی رفتی


    به کسی حرف دلت را نزدی، دق می کرد!
    به کسی خطّ و نشان هم نکشیدی رفتی


    شاپرک ها به سیاهی به عدم تن دادند
    پای آنها نه نشستی نه چکیدی رفتی


    بس که ما مردم این شهر به خود دل بستیم
    تو دل از مردم و این شهر بریدی رفتی


    آمدی جمعه ی این هفته به هر شکلی بود!
    به سر وعده کسی را که ندیدی رفتی...


    کاظم بهمنی


    این مطلب تا کنون 56 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : رفتی ,
    رفتی...

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز پنجشنبه 5 مرداد 1396

تبلیغات

جهت سفارش تبلیغات با ایمیل زیر در ارتباط باشید
mohsen_msl@yahoo.com

تبلیغات

ads3

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر